خرید بک لینک
یادداشت نیلوفر میناوند درباره نمایش تعلیق در اعماق آتلانتیک در روزنامه شرق روز شنبه 23 مرداد 95

این روزها در گوشهای از مرکز دودگرفته و پرهیاهوی تهران، در تالار ناصرخسرو، گروهی از دانشجویان علاقهمند به هنر نمایش، بیهیچ تکلف و تشریفاتی سرگرم بازی در نمایشی به نام «تعلیق در اعماق آتلانتیک» هستند. کل اتفاقات نمایش در یک زیردریایی رخ میدهد و اگر بخواهیم خلاصهای از داستان را بیان کنیم، باید بگوییم: گروهی از افسران و سربازان آلمان نازی در اثنای جنگ جهانی دوم در یک زیردریایی، در حال پیگیری اهداف نظامی خود و پرتاب اژدر به سوی دشمن هستند، که خبر میرسد جنگ تمام شده، پیشوا (هیتلر) خودکشی کرده و همه مسئولان، فرماندهان و خدمه زیردریایی ملزم به تسلیم خود به متفقین هستند. اما کاپیتان از قبول این حقیقت سر باز میزند که موجب اعتراض خدمه و افسران ارشد زیردریایی میشود. او میگوید جنگ برای ما تمام نشده و مردن با عزت، بهتر از اسیرشدن با خفت و خواری است. با تماشای صحنههای میانی نمایش و شکلگرفتن وضعیت تعلیق و بلاتکلیفی سرنشینان زیردریایی، وسوسه ماندن یا رفتن بین مخاطبان نمایش به وجود میآید. نویسنده و کارگردان در این اثر اجرائی، با بهکارگیری شخصیت کاپیتان که کاراکتری مسئولیتشناس، میهنپرست و درعینحال خشک و یکدنده است و نگاه ویژهای به زندگی و حیات بشری دارد و در کنارش، خدمه و افسران زیردریایی، کوشیده حالات درونی انسان را در مواجهه با مرگ و زندگی به تصویر بکشد؛ بهویژه دشواری تصمیمگرفتن در بزنگاههای حساس و تصادم احساسات شخصی و منافع بزرگتری مانند خدمت به میهن. بحث رهبری یا فرماندهی در جمع، از نکات محوری متن این نمایشنامه تألیفی است. کارگردان به شیوههای گوناگون درصدد القای این پیام است که در شرایط سخت و طاقتفرسا، یک نفر است که باید نظر نهایی و راهحل نجاتبخش را بیان کند، نه همه. البته مشروعیت و مقبولیت فرماندهی از مطالبی است که مخاطب نمایش خود را با آن درگیر مییابد. از طرفی اگر از «جمع» خبری نباشد و مثلا همه افراد نابود شده باشند، فردیت کاپیتان معنی نداشته و مفهوم فرماندهی موضوعیت نخواهد داشت. از سوی دیگر «جمع» کی و کجا، باید مطیع نظر فرمانده باشد و کجاست که فرمانده باید به مشورت با جمع بپردازد. اینها از نکاتی است که نمایش با زبان هنری به بیان آنها میپردازد و بهخوبی مضرات تشتت و اختلاف در آرا، در نبود رهبری واحد نشان میدهد. کشتار یهودیان در جنگ جهانی از مسائل دیگری است که در نمایش به آن اشاره میشود؛ البته روشن نیست بالاخره از دید کارگردان، هولوکاست را باید به رسمیت شناخت یا نه. بازی بازیگران که از دانشجویان کارگردانی و ادبیات نمایشی هستند، بیاغراق همه خوب است. این مسئله خود را در کنار امکانات ضعیف نور، صدا و تهویه سالن نشان میدهد. این سالن، سابق بر این، سالن نمایش فیلم برای دانشجویان بود و چندی است با همت دانشجویان و علاقهمندان به تئاتر، تبدیل به سالنی برای اجرای نمایشهای تجربی شده است. یکی از نقاط قوت «تعلیق در اعماق آتلانتیک»، متن نمایشنامه است. نویسنده متن با دیالوگها و توضیحاتی که در نریشن نمایش ارائه میکند، نشان داده که بر حوادث جنگ جهانی دوم واقف است و با اصطلاحاتی که در نیروی دریایی و در زیردریاییها استفاده میشده، آشناست. داشتن قصه، وجود حرکت و معماگونگی اتفاقات نمایش، مانع خستگی بینندگان میشود و مخاطب را گام به گام، کنجکاوانه، با دقت و با ضربآهنگی گاه تند، به دنبال خود میکشد. صحنه پایانی نمایش هم، با ساختار انتزاعی و به نوعی برشتیاش، اعتراف یا دفاعیات افسران و خدمه زیردریایی را در بر گرفته و از قطعات به یادماندنی این نمایش است.

لینک مطلب در روزنامه شرق: http://www.sharghdaily.ir/News/100202

برچسب: نویسنده: اشکان اسدی‌پور تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 8:55

صفحه بندی